محمد تقي جعفري

157

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

است ، ادّعاى تكاملش سرتاسر تاريخ را پر كرده است چهارم - رفتار اجبارى - عبارتست از رفتارى كه از علَّت جبرى محض صادر شود . اين نوع رفتار شامل رفتارهاى انعكاسى محض نيز مىباشد . ملاك جبرى بودن يك رفتار آن است كه انسان در صادر كردن يا ابراز آن ، درست مانند يك وسيلهء ناآگاه و بىاختيار بوده باشد ، مانند سقوط جبرى از يك پرتگاه مثلا كه تمامى لحظات حركت سقوطى با جبر محض انجام مىگيرد ، زيرا غير از يك راه الف كه سقوط است ، راه ديگرى وجود ندارد . بعضى از متفكَّران ما بين دو نوع رفتار اضطرارى و اجبارى تفاوتى نمىگذارند و اين ، قطعا اشتباه است ، زيرا در رفتار اضطرارى ، اراده براى رفتار وجود دارد ، نهايت اينست كه انگيزه و عامل بوجود آورندهء اراده ، امرى است ناخواسته و در عين حال مهمّ كه موجب بوجود آمدن ارادهء تحميلى و ثانوى گشته است ، در صورتى كه در رفتار اجبارى اصلا اراده اى وجود ندارد و انسان در صادر كردن يا بروز دادن رفتار مفروض مانند يك وسيلهء محض مىباشد . زندگى افراد بسيار بسيار فراوانى از انسانها هم با اين گونه رفتارهاى اجبارى سپرى مىشود كه عمدتا ناشى از نقص آگاهىها به طرق زندگى است . البتّه معناى اين جمله آن نيست كه اين افراد فراوان مجبور به رفتارهاى اجبارى مىباشند ، بلكه برخى از اين گونه رفتارها مسبوق به قدرت انتخاب و اختيار بوده است ، كه با بىتوجّهى و فرو رفتن در محسوسات زود گذر و به اصطلاح « نقد » ناديده گرفته شده و با اختيار خود را مبتلا به رفتارهاى جبرى نموده‌اند . بعضى ديگر از افراد هستند كه موقعيّت محدودى را كه در آن قرار گرفته و رفتار آن موقعيّت را صادر مىنمايند ، تحت محاسبه قرار داده و فقط از اختيار در آن موقعيّت محدود برخوردار مىباشند . خلاصه مقدار بسيار بسيار فراوانى از كاروان بشريّت با اختيار خود را در جبر غوطه ور مىسازند و نمىدانند عظمت اختيار چيست و دخالت و نظاره و سلطهء شخصيّت در رفتار ، چه لزوم و ارزشى دارد .